تبليغاتX
آرامش وطب)حمیدمظاهری راد)

آرامش وطب)حمیدمظاهری راد)

اجتماعی سیاسی طبی

اصلاح طلبی تمام عیار و نام آشنا(حمیدمظاهری راد)

گاهی سکوت تقیه نیست ترس است و ترس برای عالم و اندیشمند و نخبه مثل آفت در یک مزرعه همه ی رشته ها را پنبه می کند.شاید کسی باور ننماید که من هزاران سال در این شهر غریب زیسته ام.من همان ندای هل من ناصر حسینی هستم که در صحرای کربلا پاسخی برایش یافت نشد.گاها از برخی از اصلاح طلبان شنیده می شود که نامزدهای نام و نشان دار از اصلاح طلبان در این انتخابات ثبت نام نکرده اند.من با جای دیگر کاری ندارم اگر در تبریز،اعلمی را کنار بگذاریم من که به شخصه اصلاح طلبی که عافیت طلب و محافظه کار نباشد در انتخابات مختلف ندیده ام.اسم نمی برم ولی با قاطعیت می گویم که برخی در انتخابات مختلف از احساسات پاک جوانان دانشگاهی سود جستند و وقتی دیدند با نام جناح چپ و یا اصلاح طلبی می توانند بر کرسی مجلس جلوس نمایند بد ندیدند با بیرق آنان وارد کازار انتخابات گردند.بودند کسانی که دانشجویان انجمن اسلامی و پیرو خط امام بخاطر راهیابی اینان به مجلس شب و روز نشناختند و وقتی بر کرسی پارلمان تکیه زدند قدر ندانستند و منافع شخصی خویش را بر منافع ملت ترجیح دادند و اصلا به همین علت بود که اصلاح طلبی در تبریز قهرمان پرور راه به جایی نبرد.ولی من اصلاح طلبی تمام عیارم.من آمده ام که بگویم اگر دیگرانی نیز فرصت عرض اندام می یافتند شاید من آخرین فردی بودم که در کارزار انتخابات لیاقت حضور می یافتم ولی چه کنم با اینکه مرا بجهت خلقیات ویژه ام در دیگر بساط های خویش شریک نمی نمایند در این مهم اجازه ی حضور داده اند.اگر اصلاح طلبان هم قصد ورود داشتند مرا محرم نمی انگاشتند و باز به سراغ همان عافیت طلبانی می رفتند که دوزیستی مسالمت آمیز داشته و یکی به نعل می زنند و یکی به اسب،من خویش را در بازار مکاره ی تبلیغات عرضه نخواهم کرد.من اصلاح طلبی ام که اصولم جمهوریت،اسلامیت و مشی و روش امام راحل و حقوق مردم است.به اقتباس از شهیدی در شب عملیاتی در وصیت نامه ی دوران دفاع مقدس نوشتم که چه بگویم که دیگرشهدا نگفته اند والبته شهدا می گفتند و عمل می کردند و خجلم که ماندم و می خواهم بگویم که ماندیم به نااهلانی رسیدیم که می گویند و عمل نمی کنند.فکر می کردم که چه بگویم که دیگر کاندیداها نگفتند دیدم که چه گویم که دیگرانی که ندای حقوق مردم دادند و وقتی بر کرسی ای جلوس نمودند آن کار دیگر کردند!نگفتند؟چگونه می توانم از سفره های خالی مردم دم زنم در حالیکه فاضلانی والاتر از من پیش تر از آن گفتند و هیچ نکردند.میخواهم تنها بر این نکته اشارتی داشته باشم اعتمادی بر من نیز نیست!انسانی که از بهشت رانده شده و تقلای بازگشت دارد.بازگشتی که در فرصت هشت ساله ی دفاع مقدس اتفاق نیفتاد و با نامحرمانی بسر بردیم که هیچ از دوران رنج و استقامت نمی دانستند.متخلف در این مملکت براحتی بر مسند قدرت می نشیند و می شود .....مردم حق دارند اعتراض کنند و خواستار اصلاح امور باشند.من فرانگر نواندیشی ام که با تلفیق سنت و مدرنیته که شاید در نظر بیشتر روشنفکران و متحجرین قابل جمع زدن نیست راه های عبور از دوران انفجار اندیشه را یافته ام.نمی خواهم مردمان دیار عبودیت را با سخنانی کذب فریب داده و پس از راهیابی به مجلس و نیل به هدف روشی دیگر در پیش گیرم از همین ابتدا با جسارت و شجاعت اعلام می دارم که یک اصلاح طلبم.می دانم که با این یک جمله ممکن است آرای زیادی را از دست بدهم ولی رویه ی زندگی من صداقت و صراخت و شفافیت است و نمی توانم بخاطر چند روز دنیا چون گرگانی در لباس میش هر روز در لباسی با قامتی متفاوت و جدید ظاهر گردم.یک اصلاح طلبم و در این راه خیلی بیشتر از تمامی اصلاح طلبان هزینه داده ام.در دوران بعد از انتخابات صراحتا به آقایان،هاشمی،احمدی نژاد،نمایندگان مجلس،حدادعادل و... نامه نگاشته و یادآور آن گردیدم که به قول آقای قرائتی ما روی خون شهدا زندگی می کنیم ارزان نفروشید.زندگی در جمهوری اسلامی می بایست رنگ خدایی بخود گرفته و خطای کارگزارانی که خود را منتسب به دین خدا می نمایند موجبات فاصله یافتن و احتراز نسل جدید از شریعت را سبب نگردد.من اگر صالح کاندیداتوری مجلس گردم ستادی برای تبلیغ همچون دیگرانی که خویشتن را مبلغند نبوده و ستادهایم را سینه های مردمی می دانم که خواهان فاصله یافتن شعور و شعارند.در راهی که از سالیان دور انتخاب نموده ام از تنهایی و بی همراهی هراسی ندارم.از نسل هابیلیانم و بی هیچ هراس و حزم اندیشی در مقابل قابیلیان و جهل و دروغ و خرافه ساکت نمی نشینم.معتقدم که اگر سنت و مدرنیته موجبات حذف همدیگر را سبب نشده و شرایط ملی،هویت نسلی و اجتماعی و پیشرفت های بشری به طرز شایسته ای لحاظ گردند با تلفیق آن دو نتایج گهرباری نصیب ایران اسلامی خواهد گردید.از همین تریبون به مسئولان اعلام میدارم که اگر امثال بنده فقط در دوران جنگ بدردتان نمی خورند بیایید تا حداقل با همکاری بنده تبریز را از لوث بداندیشان و رانت خواران و چپاولگران پاک سازی نمائیم.اصلاح طلبی در ایران از آن جهت ابتر مانده است که برخی از نواندیشان با بی توجهی به پاره ای آداب و سلوک مبتنی بر سنت های دیرین و ریشه دار و غفلت از مولفه های دیرین هویت ملی و دینی به هرچه بران تر ساختن تیغ بدخواهان مدد رسانده اند.مرز اینجانب با صاحبان قدرت و ثروت،نقد پذیری و شکست انحصارطلبی است.بنده در خصوص حوادث بعد از انتخابات سال 1388،در مقالاتی که نوشته ام و در سایت ها و خبرگزاری های معتبر موجود است به ریشه یابی و باز خوانی و آسیب شناسی پرداخته و رویارویی اندیشه ها را سبب ساز حوادث معرفی نموده ام.اینکه دو گروه عمده ی طرفداران سنت ومدرنیته اغلب نتوانسته اند نقاط مشترکی بیابند و در تقابل با همدیگر پرخاش جویی پیشه کرده و یکی آن دیگری را عامل بیگانه دانسته و وابسته اش معرفی نموده و آن دیگری این یکی را از زمره عوام و جماعت نادان برمی شمارد.گفتگوی تمدن ها اگر با ساز و کار مناسبی پیگیری می شد و اعتماد سازی تا اندازه ای پیش می رفت که منافع ملی به خطر نیفتاده و لوازم گفتگو تا حدی که روابط عرضی میان دو تمدن به رابطه طولی و یک طرفه و یک طرفه مبدل نشود حفظ می شد مواهب عدیده و نتایج درخشانی را نصیب دنیای شرق و غرب می نمود.چرا می بایست غربیان آموزه های عیان در تمدن شرقی چون اخلاق یا قانون را به عنوان پاسدار حیات اجتماعی خویش برگزینند و شرقیان از چنین قالبهایی تهی گردند.طوریکه کشوری که روزی منادی گفتگوی تمدنها بود امروز در گفتگوی درون یک تمدن ره به جایی نبرد.شریعتی در «آری این چنین بود برادر» در وصف قربانی محراب و مظهر عدالت و تفکر که ناله ی کودک یتیمی تمام اندامش را مشتعل می کند و در ظلمی که بر زنی یهودی رفته فریاد می کند : اگر کسی از این ننگ بمیرد قابل سرزنش نیست.می گوید:اکنون برادر در وضع و عصر جامعه ای زندگی می کنیم که باز من و هم نژادان و هم طبقه هایم به او نیازمندیم.متاسفانه آنقدر در بوق و کرنا کرده و از مردم دم زده اند که اینجانب(حمیدمظاهری راد) خجالت می کشم از مردم حرف بزنم.
+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 23:39  توسط حمیدمظاهری راد  | 

بیانیه ی انتخاباتی شماره ی 3 حمیدمظاهری راد(حوزه ی تبریز،آذرشهر و اسکو)

بسمه تعالی

بیانیه ی انتخاباتی شماره ی 3 حمیدمظاهری راد(حوزه ی تبریز،آذرشهر و اسکو)

 و به واقع همانگونه که امام راحل فرمودند : این محرم و صفر است که اسلام عزیز را زنده نگه داشته است.اصلاح طلبی هستم که به اصولگرایی به سیاق جریانی که خود را منتسب به آن نموده و از تخلفات وزیری که هزاران میلیارد از سهم مردم در وزارت تحت سیطره اش دزدی شده براحتی می گذرد معتقد نبوده و در زندگی اصولی را سرلوحه ی خویش قرار داده ام که سیدالشهدا جان خود و خاندان شریفش را فدای آن نمود.این مملکت در شرایط حاضر به فدایی سینه سرخی نیازمند است که هدفش ارتزاق سفره های خالی مردمی باشد که به قول امام راحل از امت پیامبر برترند.در زندگی با چراغ خاموش حرکت ننموده و در راه معبود،بهانه های واهی نیاورده و بذل جان را کمترین پاسخ به نعمات پروردگار علی الخصوص نعمت عظمای فرصت زیستن در این کره ی خاکی دانسته ام.امروز غسل شهادت نموده ام تا بمانند تمامی عمرم عافیت طلبی و محافظه کاری را کنار بگذارم.مسئولین اگر به فریادهای بیست ساله ی من گوش میکردند حداقل در شهر تبریز فساد اداری امروز به حداقل میزان خویش تقلیل می یافت.میخواهم در ابتدا جهت تنویر افکار عمومی اعلام دارم که اعتقاد شدیدی به آرمانهای امام راحل داشته و تحت هیچ شرایطی راضی به این نیستم که بیانیه ها،مقالات و مطالبم(بالغ بر بیست هزار) توسط بیگانگان انعکاس یابد.در کل تریبون اصلی ام وبلاگهایم (بالغ بر صد وبلاگ فعال) بوده و تحت هیچ شرایطی نمی خواهم از منبر یزید (بیگانگان) حرفهایم بوق و کرنا گردد.وقتی جریانات مختلف ادعای همسویی با مردم نموده اند و در عمل مقابل مردم قرار گرفته اند بنده در کنار مردم بوده ام در هر جایی خدمت نموده ام دایره و گستره خودی ها را بقدری وسیع گرفته ام که بجز بدخواهان همه بتوانند وارد گود گردند.مجبورم بگویم که گلوگاه های فساد را در تمامی ادارات می شناسم و حداقل در شهر تبریز میتوانم در عرض چند ماه حکمرانی خوب را به منصه ظهور گذاشته و مفسدین و دست اندازی کنندگان به بیت المال را شناسانده و یار مقام معظم رهبری در این کلان شهر متصل به ایران اسلامی باشم.چرا باید کسانی که حقایق را می گویند بایکوت گردند؟دوستان شهیدم هر لحظه مرا بسوی خویش می خوانند.منافقین اصلی در این مملکت طبق آیه های سوره ی مبارکه ی بقره کسانی اند که هر روز در لباسی ظاهر میگردند و با به قدرت رسیدن هر جناح و گروه بهره ی خویش را از آنان می برند.فتنه گران و منحرفین اصلی در این مملکت کسانی اند که موجبات فاصله یافتن یاران امام و رهبری معزز را از همدیگر سبب شدند تا به منافع مادی خویش برسند.بنده در تمامی نوشته هایم دلجویی و وحدت را بین دستداران واقعی انقلاب خواستار شده ام.خطر اصلی آتیه ی نظامی که با خون هزاران شهید آبیاری شده همین رانت خواران و چپاولگران و ریا کارانند.بارها منادیان دروغین عدالت طلبی را سر سفره ی سرمایه سالاران دیده و خون دل خورده و شکایت خویش را کنار مزار یاران شهید خویش به آنان عرضه نموده ام.مگر مولای ما علی (ع) بارها کارگزاران خویش را به جهت حضور در سر سفره ی سرمایه داران مواخذه و عزل نفرمودند؟ من یک تنه آمده ام،متفاوتم و فریب نمی خورم و با هیچ گروه و حزب و جریانی عهد اخوت نبسته ام و آنقدر شجاعت دارم که در قطع ید اغیار از بیت المال از خود و خاندان خویش آغاز نمایم.در این راه به فضل پروردگار که حق بندگی اش را ادا ننمودم وثوق کامل داشته و خیر امت را در این راهی که برایم سخت و دشوار خواهد بود یافته ام.شاید حضورم بدلیل متفاوت بودن ایران را در بهت و حیرت فرو برد.از آن جهت احساس خطر اصلی کرده و حاضر شده ام که می بینم ضدانقلابیون واقعی (نه معترضین و منتقدین) میخواهند دلیل کاستی های فراوان را امام و راه آن عزیز سفر کرده معرفی کنند.مطمئنم که آنان که با شخصیت بنده ناآشنایند در عجب مانده اند که چنین شخصیتی با دیدگاههای اصلاح طلبی در هیچ اجتماعی به نفع هیچ جریانی حضور نداشته و در هیچ گروه و حزبی فعال نبوده است.آنچه که مرا واداشت تا باقیمانده ی عمر خویش را در این راه سپری نمایم دینی بوده است که به شهدا دارم و میخواهم در جهت عملیاتی نمودن شاخص های حکمرانی خوب در مملکت اسلامی قدم بردارم.میخواهم تریبون واقعی مستضعفین باشم و این اطمینان را میدهم که همچنانکه در مراکز دیگر همچون عرصه های هنری،ورزشی،اجتماعی،نظامی و سیاسی که تا بحال فعال بوده ام بتوانم خدمتی نمایم و دولتمردان و مجلسیان را به تمکین در قبال تز اصلی ام حکمرانی خوب نمایم دیگر در هیچ انتخاباتی حتی انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا نگردیده و به راه خویش خواهم رفت.باری دیگر هشدار میدهم که با هیچ قدرت و ثروتی پای حقوق مردم معامله نخواهم نمود.ایستاده ام و این ایستادگی را از شهدا و سلاله ی دارم که به آن متصلم.تنها فردی در میان کاندیداها هستم که تمام زندگی ام را بصورت شفاف منتشر نموده ام.علاوه بر اهدافی که در گذشته و بیانیه هایم بیان نموده ام اهداف زیر را نیز مد نظر خواهم داشت

1- فداکاری در راه عزت و سربلندی میهن و جوانان

2- متاسفانه اهالی اندیشه و اصحاب علم وهنر بدلیل عدم توجه دولت به حاشیه رانده شده اند بنده در ماههای قبل با خیل عظیمی از مخترعین و مکتشفین و نخبگان دیدار داشته و به چشم خویش شاهد آن بوده ام که بدلیل عدم استقبال دولت از طرح ها و پروژه هایشان شدیدا سر خورده شده و حتی افسردگی گرفته اند بنده صدای گویای این قشر فرهیخته نیز خواهم بود.

3- میتوان به بهترین وجه و در اسرع وقت سامانه ای طراحی نموده و وضعیت اقتصادی و مالی و برخورداری افراد را رصد نموده و بهره مندی هرکسی را معین کرده و افزایش و کاهش اموال اشخاص را مورد ارزیابی قرار داده و با شفاف سازی اطلاعاتی فساد را به حداقل میزان خود تقلیل داد.

4- درستی مسیری که انتخاب کرده ام چنان برایم معین و معلوم است که صدمات و لطماتی که در سختی آن کشیده ام برایم گوارا می باشد.1400 سال است که قافله سر دادگان و عشاق به زلالی و صافی راه ائمه اطهار ایمان و وثوق کامل دارند.خمینی کبیر از آن رنج می برد که متحجرین و غربزدگان هر یک به نوعی در مسیر تعالی ارزشها و در کل کرامت شخصیت بشری سد ایجاد می نمودند همو که دل پری از متحجرین داشت و بیان می داشت : روزی را مصطفی از کوزه ای آب نوشید کوزه را آب کشیدند چرا که من فلسفه می گفتم.

5- مردم این مرز و بوم نبایستی دغدغه ی تامین آتیه ی زندگی خود و فرزندانشان را داشته و امروز خویش را جهت سرمایه گذاری فردای نامعلوم از دست بدهند.طوریکه به آفت مال اندوزی دچار گردند.

6- در شان ملت ایران نیست که صف های پمپ های گازش کیلومترها درازا داشته و مردمان دیار عبودیت از طبقه های مختلف گرانبها ترین زمان خویش را در این صف ها سپری کنند.

7- همه ی مردم ایران می بایست از حقوق مساوی بهره مند گردند اگر فردی بجهاتی از رانت قرار گرفتن در شغلی بهره مند میگردد دیگران نیز می بایست در صورت بیکاری از مبلغی بصورت ماهانه و برخورداری از مزایای ویژه بهره برند و هیچکس بدون درآمد حداقلی باقی نماند.

8- چرا وقتی می خواهی خرید و فروشی ملکی و غیره نمایی واسطه گران و بنگاه ها چنان عرصه را برایت تنگ می کنند که اغلب خریداران و فروشندگان  قادر به رودررویی هم نمی شوند آیا وقت آن نرسیده که از این سوداگران خلع ید گردیده و سامانه هایی ایجاد شوند که دو طرف معامله براحتی با هم مذاکره کرده و به توافق برسند.

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 23:39  توسط حمیدمظاهری راد  | 

بیانیه شماره ی 2 انتخاباتی حمیدمظاهری راد(از حوزه ی تبریز،آذرشهر و اسکو)

بسمه تعالی

 

بیانیه شماره ی  2 انتخاباتی حمیدمظاهری راد(از حوزه ی تبریز،آذرشهر و اسکو)

 آخرین کلامی که از لبان مبارک امام راحل در آخرین لحظات عمر مبارکشان درآمد این جمله بود:"راه سختی است استقامت کنید"

از خاندان مظاهری میگویم با قدمتی هزار ساله در شهر تبریز،جد پدری ام مرحوم شیخ محمدعلی معروف بود که شخصیتی همچون شیخ خیاط داشته و مردم تبریز فضایل و کرامات متعددی از وی سراغ داشته و نقل می نمایند جد مادری ام هم که میراکبر مظاهری معروفی بود که با اینکه در ایام جوانی از زمین داران مشهور شهر تبریز بود وقتی پس از مجاهدت و ایثار دار فانی را وداع نمود کل زندگی شخصی اش در یک ساک جبهه اش جا میشد چرا که همه زندگی اش را به فقرا و محرومان بخشیده بود چهره ی آشنای جبهه بود و بارها به اذعان اغلب رزمندگان کیلومترها خط دشمن را درنوریده و به قلب دشمن بعثی زده بود همو که تا آخر عمر گهربارخویش در سنگرهای مختلف برای تعالی نظام ارزشی جانفشانی می نمود و در این راه خستگی ناپذیر ظاهر میگردید.از مادری به دنیا آمدم که علاوه بر مجاهدت و تلاش در راه ارزشها و در سنگرهای دفاع مقدس و پشت جبهه و انقلاب خانه اش هنوز هم مامن فقرا و مستمندان بوده و شاید بر تخیل کسی هم نگنجد که فراتر از تمامی مراکز خیریه در این راه خدمات عرضه می نماید.مادری که همپای وی بارها در حالیکه در تظاهراتهای قبل از انقلاب دست در دستش داشتم آماج تیرطاغوتیان قرار گرفته و یکبار هم که هجمه تانکهایشان می رفت تا صدمات جدیی را متوجه مان سازد.خانم مظاهری نامی پر آشنا برای تبریزیانی است که سخاوت و بزرگی او را در تمامی صحنه ها دیده اند.از پدری چشم به هستی گذاشتم که داغ سیدالشهدا داشت و وقتی سینه اش را می گشاید پای روضه هایش همه جمع گردیده و بر جنایات ریاکاران و مزوران تاریخ و ظلمی که بر بشریت و خاندان رسول الله رفته ناله میکنند.بحمدالله از خاندانی که شرحش رفت آموخته ام که اولویت زندگی ام خدمت به خلق الله باشد و زندگی خویش را در مراتب بعدی قرار داده ام.مقتدایم بعد از سیدالشهدا امامی بود که وقتی میرفت طاقت دوری اش را نداشته و با رحلتش چنان برآشفتم که با رحلت ایشان سه بار در آستانه سفر به ابدیت قرار گرفتم چرا که با امام بزرگ شده و در ایشان ذوب گردیده و پیام هایش را جهت زندگی دنیایی ام قرار داده و با حکمش در سیزده سالگی عازم جبهه شده و بارها تا سر حد مرگ رفته بودم شاید تصور این نکته سخت باشد که امروز خواهری در خانه دارم که همسن مدت اصابت تیر خلاص بعثی ها بر سر و گردنم بوده و مادر او را در حالی بدنیا آورد که دوستانم خبر شهادتم را آورده بودند و او اکنون از نقص جسمانی آن دوران در رنج و عذابی شدید می باشد.با قاطعیت می گویم که بجز یک مورد تصادف غیر عمد با خودرو در هیچ مرکز امنیتی،قضایی و انتظامی و .... پرونده ای نداشته و بجز حقوق مردم با هیچ گروه و جناح و شخصیتی مواجه نشده ام.اینجانب بدلایلی جهت تنویر افکار عمومی و پاسخ به هواداران و آشنایان و مشتاقان لازم می دانم به مواردی اشارتی بنمایم.

1-   بدلیل قانونمندی مایل نمی باشم پیش از موعد تبلیغات رسمی کسی صحبتی در خصوص حتی کاندیداتوری ام نموده وتبلیغ نماید.تریبون بنده وبلاگهایم می باشد و در سالیان اخیر موضع گیری هایم را در وبلاگهایم نموده ام.که البته در بسیاری از موارد مورد استقبال اغلب خبرگزاری ها،سایت ها و وبلاگها و جراید قرار گرفته که بنده در این خصوص اطلاعی نداشته ام.اغلب در مسائل مختلف بی پروا و صراحتا مطالب خویش را نگاشته ام چنانکه رصد مسائل بعد و قبل انتخابات و نگاشته هایم مورد استفاده اغلب سایت ها قرار گرفت.تا بحال نه کارتی چاپ کرده و نه اجازه داده ام از تریبونی به نفع کاندیداتوری ام تبلیغ نمایند.حتی در مجالس گوناگون نگذاشته ام مداحان و سخنوران کاندیداتوری ام را اعلام نمایند.البته با اطمینان می گویم که قدرت رای آوری فوق العاده بالایی دارم.

2-   اطمینان کامل دارم که بجهت موضع گیری هایم مورد حمایت هیچ گروه و جناح و شخصیتی قرارنخواهم گرفت چرا که اغلب آنها از صراحت لهجه ام آزرده اند.با اینکه اصلاح طلبم و در این راه هزینه های فراوانی حتی بیشتر از اصلاح طلبان شهیر پرداخت نموده ام میدانم که نمی توانم با آنها هم کنار بیایم.چرا که در راه دفاع از حقوق ملت پای هیچ سندی که بر ضرر آنان باشد را امضا نکرده و با احدالناسی مصالحه نخواهم کرد.

3-   شایستگی اغلب مردم ایران درقبول مسئولیت و مدیریت از بنده ی حقیر بیشتر است ولی چه کنم که جوانان و در کل مردم متاسفانه در سیستم فعلی نمی توانند ابراز وجود نموده و همچون دوران دفاع مقدس که جوانان جای در جای پای بزرگان نظامی و شریعتی گذاشتند شایستگی های خویش را عرضه دارند.همان زمانی که جوانان این مرز و بوم سالیان سال از همسنان خویش فاصله یافته و کاری حسینی و زینبی کردند.

4-   برای لباس عوض کردن نیامده ام چرا که اگر نیتم این بود می توانستم با توافق با رانت خواران،احزاب،سرمایه سالاران و ... چند روز دنیای خویش را بیارایم و آخرت خویش را و زمانی را که در خانه ی قبر با خدای خویش تنهایم به چند روز دنیا بفروشم.اگر لطف خدا نبود در قبال تطمیع اصحاب قدرت و ثروت خود را می باختم.فقط بدلیل ایستادگی در قبال قدرتمندان و انحصارطلبان و اقتدارگران حذف شده و در گوشه ای برای عزت و سرافرازی ملت و میهن می نگارم. 

5-   در زندگی شعار نداده ام،فقط عمل کرده ام.خود و خاندانم در دستگیری از محرومان و ... شب و روز نمی شناسیم.بمانند مقالات آتشینم شاید در این دنیای فانی فقط توسط چند نفر که تعدادشان به انگشتان دست نمی رسد نوشته شود.

6-     همان ندایی که در کربلای ایران و شلمچه و ماووت عراق مرا بسوی خود می خواند دوباره صدا می زند این فاطمیون؟

7-   شاید در میان کاندیداها تنها فردی هستم که نیازمند به شناسایی و تحقیق جهت اثبات صلاحیت ندارم چرا که در مراحل و دورانهای مختلف خویش را به بهترین وجه و با صراحت هر چه تمام عرضه نموده و در راه آرمان ابایی از هیچ گروه و قومی نداشته ام.

8-   در صورت صلاحدید مردم تبریز نماینده ای همچون اعلمی و مطهری خواهم بود.نمی خواهم با نام اعلمی قهرمان برای خود کسب اعتبار نمایم.منظورم از این کلام بیان مصادیق است.اعلمی مصداق یک نماینده خوب بود که متاسفانه بجهاتی فرصت خدمت نیافت همو بود که علیرغم اینکه یک اصلاح طلب واقعی بود مشکلات دولت اصلاح طلب را بر نتافته و معترض برخی از اوضاع گردید و مطهری پرتوان که با اینکه از جرگه اصولگرایان بود در اوضاع بعد از انتخابات چشم بر کوتاهی ها و اشتباهات دولت و اصولگرایان نبسته و خواهان محاکمه و مواخذه مقصرین هر دو طرف دعوا گردید.

9-   بنده با صدای بلند فریاد خواهم زد که مسئولان به ملت ایران اعتماد نمایند و هر معترضی را بیگانه نخوانند.بنده به دو جهت اعتراض به وضع موجود را در هر زمان مفید می دانم الف- هر وضعی مطمئنا می تواند بهتر گردد اگر وضع موجود در هر مقطعی بهینه قلمداد شود و مورد انتقاد منتقدان قرار نگیرد تغییر نپذیرفته و امکان اصلاح نمی یابد.ب- چنانکه قبلا گفته ام جهان در حال تحول است و نباید از تغییرات عقب بمانیم البته در قبال تغییرات اجتماعی تا اندازه ای می باید منعطف عمل کرد که به انحراف مبدل نگردد.

10-  ریا کاری را سمی مهلک برای جامعه می دانم و معتقدم می بایست طوری عمل کرد که تزویرکاران فرصت عرضه اندام نیابند.بارها اعلام کرده ام چرا باید عده ای براحتی بتوانند جلد عوض نموده و گرگانی بخاطر مطامعی لباس میش بر تن نمایند؟

11-  مملکت اسلامی می باید با مدیریت علمی اداره گردد. بنده علاوه بر اینکه دانش آموخته ی عالی شیمی هستم تحصیلات خود را در رشته ی مدیریت را نیز در سطح عالی آن به پایان رسانده ام.متاسفانه در وضع موجود عالمان رشته های مختلف به حاشیه رانده شده اند.بنده منتقد دولتم و حداقل بر این نکته وثوق کامل دارم که دولت در جذب نخبگان و عالمان رشته های مختلف ضعیف بوده و برنامه هایش مورد استقبال نخبگان قرار نگرفته طوری که خود اصولگرایان به اتفاق بر این نکته اذعان کرده اند که این دولت از نخبگان رای آوری نداشته،مگر دولت مملکت را با نخبگانش اداره نمی کند؟  

12- در هفته ای که گذشت از طرف شخصیتها،مقامات و مراکز قدرت و ثروت تماسهای فراوانی گرفته شد و بنده با جسارت هر چه تمامتر دعوت اینان را رد نموده و تسلیم نگردیدم.

13- متفاوت ترینم چرا که اگر وجود شخصیتی چون اعلمی عزیز نبود با قاطعیت می گفتم که حداقل در آذربایجان اصلاح طلبی بمانند بنده در صحنه حضور پیدا ننموده است.

14- شاید گذر عده ای بر مدعیان دروغین بیفتد و در خصوص  بنده حقیر و شخصیتم سوالاتی از آنان بکنند البته که اینان  بدلیل ایستادگی ام در مقابل زیاده خواهی هایشان دلخوری هایی شدید دارند.چراکه پای حقوق ملت زر خرید کسی نشده و مفتخرم به اینکه مورد تائید زیاده خواهان نخواهم بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 6:50  توسط حمیدمظاهری راد  | 

بیانیه انتخاباتی حمیدمظاهری راد

هر‌گاه حکمرانان شما نیکان شما باشند و توانگرانتان سخاوتمندان شما و هر کارتان با شورای همه شما باشد روی زمین برایتان بهتر است از درونش، هر‌گاه حکمرانان شما بدان شما باشند و توانگرانتان بخیل‌های شما و کار‌هایتان به دست نادانان افتد، برای شما هم بهتر است که زیر خاک باشید. (مرگ بر زندگی شرف دارد) (از تحف‌العقول ص ۳۶)

با وضو و قربة ال الله در انتخابات از حوزه ی تبریز،آذرشهر و اسکو با تز حکمرانی خوب ثبت نام کردم وپای حقوق مردم تا پای جان می ایستم.من زبان گویای شهدای خونین کفنی هستم که نا دیدنی ها را در معراج خویش به طریق الی الله دیدند و هیچ نگفتند.من میراث تیر و ترکش و موج انفجار و گازهای سمی و شیمیایی جنگم.من وامدار هیچ گروه و حزب و شخصی نبوده و صدای گویای خانواده هایی ام که پس از سالها هر روز تیر و ترکش و موج انفجار جنگ را تجربه می کنند.به خبرنگار صدا و سیما گفتم که بجهت دغدغه ای که ریشه در مسائل ملی،مذهبی،میهنی و شرعی دارم احساس وظیفه نموده و پای به رقابت نهاده ام.به فضل پروردگار هیچ مشکل و مسئله ای که بتواند مانع ام در این راهی(راهی که از کربلا آغاز گردیده و به کربلای ایران ختم شده و تا ظهور انسان کامل حاضر ادامه دارد) که انتخاب کرده ام نداشته و در زندگی شخصی ام علیرغم برخورداری از امتیازات متعدد و ارتباطات گسترده و وسیع با مدیران عالی رتبه از هیچ رانت و مزیتی در جهت نیل به منافع شخصی سود نجسته ام.تنها جرم من ایستادگی در مقابل زیاده خواهی ها و انحصار طلبی های عده ای بوده که شرح آن مبسوط بوده و قطع ید چپاولگران در موارد متعدد در حد وسع از نتایج آن بوده و اغلب در این راه تنهای تنها بوده ام و کلی هزینه پرداخت نموده ام.

 بی گناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق

                                                        یوسف از دامان پاک خود به زندان میرود

همیشه روزگار تنها روش و منش انتظار را فریادی میدانم که می بایست بر سر ناعدالتی ها کشید.

مرحوم بخارایی در دادگاه جور و ستم طاغوت آخرین جملاتی که بر زبان جاری  ساختند این جمله بود
 ناله را هر چند میخواهم که پنهان سر کشم
                                      سینه میگوید که من تنگ آمدم فریاد کن
 به یاد بزرگ پرچمداری که رودی خروشان بود که خیلی ها با دیدنش تن به آب زدند و رفتند.
( الیس الله بکاف عبده (آیا بنده را خدایش کفایت میکند)

 

به تنهایی رسانه بوده و از شهادت و سیاست در حد وسیعی مطلب نوشته و رسالت خویش در قبال همرزمان و در کل مردم ایران ادا نموده ام.نجات نسل سوم و چهارم انقلاب ، کم کردن فاصله ی نسل ها، جلوگیری از ارتشاء و اختلاس ، کاهش فاصله ی فقر،شفاف سازی ،پاسخگویی از اهدافم بوده و آزادی مطبوعات و جلوگیری از انحصار اطلاعات در نزد عده ای راهکارهایم در نیل به مقصود می باشد.بیست هزار مقاله و مطلب در موضوعات مختلف که اغلب مورد استقبال خبرگزاری ها،سایت ها و جراید گوناگون قرار گرفته قسمتی از فعالیت های رسانه ای بنده می باشد.اگر صالحم دانستند صدای مردم تبریز با بلند فکر کردن همیشگی ام خواهم ماند.سفره های خالی مردم را هدف قرار داده ام و باور و مسیرم طبق آموزه های مذهبی،ملی،و شریعتی ام متفاوت از جیره خواران،اقتدارگرایان و انحصارطلبان می باشد.به دلایلی در پاره ای از موارد از اصلاح طلبان حمایت نموده ام که به یکی از آنها اشارتی می نمایم: به چشم خویش دیدم وقتی هاشمی انحصاری سازی و آزاد سازی می نمود اگر جناح راست(اصولگرایان فعلی) با ایشان همراهی نکرده و همگام جناح چپ معترض برخی اشتباهات میشد خیلی از مسائل پیش نمی آمد. هاشمی و ناطق و لاریجانی و...گرفتار سیستمی گردیدند که خود طراحی نموده بودند.اگر صالحم دانستند همچون استخوان های پوسیده که در ایام انتخابات از خاک بدر می آیند به تبلیغ خویش مبادرت نخواهم ورزید . و به خانواده و دوستان خویش توصیه خواهم نمود که به من رای ندهند چرا که همچنانکه مرا می شناسند با  رای آوری ام صدمات عدیده ای بر تن رنجورم وارد آمده و آسیب های جدیی را در راه میهن متحمل خواهم شد. در این راه با کسی عهد اخوت و پیمان نبسته و همچنانکه اراده نموده ام فقط از خدای خویش شهادت را طالبم و ایزد را در این راه بدهکار خویش دانسته و از وقتی که علیرغم دریافت تیر خلاص زنده ام .یافته ام که خداوند از من چیزی می خواسته که بر این مهم عنایت فرموده. منشور انتخاباتی ام را همچنانکه از نوشته هایم پیداست موارد زیر بر می شمارم:

1-    کاهش فاصله ی بین نسلی: نیاید روزی که باکری و همت و خرازی و چمران و آوینی ها را در افسانه ها بجویند و قصه شهدای گرانمایه را رؤیایی بیش نپندارند. نیاید روزی که در خیال عوض کردن دنیا، به خود آییم و ببینیم که خود عوض شده ایم . آن روز را به یاد داشته باشیم که بندهای اسارت دنیا را پاره کردیم و بال و پر پرواز یافتیم . برازنده نیست شناگران استقامت که اقیانوسی را در نوردیده اند از شنا کردن در حوض کوچکی ناتوان باشند.

2-    حضور رسانه های مستقل: مطبوعات یکی از جایگاه های قابل اعتنای تخلیه و کنترل هیجانات و شور مخرب و بنیان کن در جوامع است. این مهم برای جوامعی که قاعده هرم سنی آنها عریض تر از حد معمول است و جوانان تقدیر جامعه را رقم می زنند از اهمیت جدی تری برخوردار است. مطبوعات و وسایل ارتباط جمعی می توانند در حوزه کارکردی نظارتی خود در کوتاه مدت، نفوذ برخی قطب های قدرت را در جامعه تضعیف یا تقویت کنند ولی در بلندمدت اگر امور بر مدار عدالت و قانون بچرخد و سیاست ها و روش های دموکراتیک ملحوظ نظر باشد، کار بر محور اعتدال بازمی گردد و اصولاً اقطاب افراطی در جامعه جای پایی نخواهند یافت.

3-    تاسی به منشور برادری حضرت امام راحل ومبارزه بی امان با تحجر و غرب زدگی: در منشور برادری امام راحل در جواب به سوال انصاری در خصوص دو جریان عمده زمان ایشان هر دو طرف را دلسوزان انقلاب نامید ودر همان سال‌های جنگ (1366) انقسامی رخ داد که امام با آن موافقت کردند و در منشور برادری بر کثرت در عین وحدت، میان نبردهای انقلاب تأکید کردند. مقام معظم رهبری در موارد متعدد یک گرایش را از نزدیکی به غرب و دیگری را از جمود فکری و تحجر بر حذر داشتند.اما در این میان آنچه که حائز اهمیت است تعمق در استراتژی استکبار و ضدانقلاب در حمایت از یک تفکر بمنظور جدا نمودن طیف گسترده ای از نزدیکان امام و دلسوزان انقلاب در دهه چهارم انقلاب است که توسط عده ای (شاید بتوان گفت ساده لوحان و فرصت طلبان)در داخل دامن زده شد و موجبات فاصله یافتن اصلاح طلبان از نظام گردید .این مهم نکات بارز فراوانی را بهمراه دارد که می بایست توسط آسیب شناسان مورد بررسی عمیق قرار گیرد.

4-    توان افزایی و ظرفیت سازی برای اجرای صحیح مولفه‌های حاکمیت خوب و درشان ملت ایران: ساختارهای نظام الهی اسلامی به نتایجی همچون عدم انحصار طلبی،آزادی اطلاعات و شفافیت،پاسخگویی،قانون گرایی و عدالت محوری منتهی می گردند که همگی از شاخص های حکمرانی خوب بوده و در آئین و سنت های ائمه اطهار و بزرگان شریعت دینی به وفور ظهور داشته اند.ساختارهای یاد شده در صورت بروز به شایسته سالاری و پاک دستی مدیران و کارگزاران منجر شده و جامعه ای ایده ال را ترسیم می نماید.ساختارهای ذکر گردیده قابل دفاع بوده و در ادوار گذشته نیز صدها هزار شهید و جانباز در این راه تقدیم آن گردید.

5-    ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و بازگشت به دوران طلایی حضرت امام راحل: شب قبولی قطعنامه کمتر خانه ای را می شد یافت که از آن صدای ناله و شیون شنیده نشود، گریه اهالی مقاومت و استقامت بر ادامه خونریزی نبود، اینان دلتنگ روزهایی بودند که سال ها حسرتش را کشیده بودند. سردار سال های رنج و استقامت (شهید حمید باکری) خوب می دانست که بعد از جنگ چه بر سر رزمندگان خواهد آمد، عده ای با دیدن اوضاع بعد از جنگ دق می کنند، دسته ای از گذشته درخشان خویش پشیمان می شوند و گروهی هم در مادیات دنیوی غرق می گردند. در دوران طلایی حضرت امام راحل بود که بیت المال بطرز شگفت انگیزی از ناحیه کارگزاران محافظت شده و دیدگاه مردم نسبت به دنیا عوض شده و فضایی بوجود آمد که عطر و بوی ایثار و شهادت و فداکاری آن را عطرآگین نمود.

6-    مبارزه با اشرافی گری حاکمان: آنچه که مسلم است آن است که تنها مزیت برخی در تصدی گری‌های دولتی دینداریشان می‌باشد و در این راه اگر به مولای متقیان حداقل اندکی تاسی نداشته باشند که دیگران از آن‌ها در سپردن پست‌های کلیدی اولاترند. به نظر حقیر زندگی مدیران در جمهوری اسلامی بایستی در حد فقیر‌ترین مردم باشد والا جلوسشان در موقعیت پیش آمده خیانتی بزرگ است.اگر شخصیتی نمی‌تواند در این حد زندگی کند بیخود می‌کند پای در جای پای بزرگان شریعت می‌گذارد. اگر قادر نیست خانواده‌اش را راضی سازد تا در حد کمترین مردم باشند می‌تواند با کناره گیری به دیگران این فرصت را ایجاد نماید تا در کنار فقرا به خدمت رسانی مشغول گردند.مگر در این مملکت قحط الرجال است که فردی با گرایشات رفاه طلبی در سازمان و یا اداره‌ای قبول مسئولیت نماید. اگر مدیران باند بازی را کنار بگذارند میلیون‌ها کار‌شناس و کاردان از میان جوانان وارد صحنه‌های خدمت می‌شوند که هر کدام می‌توانند گره‌ای از مشکلات مملکت باز نمایند.

7-     تلاش به دلیر کردن مردم: تلاش علی (ع) به دلیر کردن مردم بود تا خود را در مقابل قدرت نبازند، از حق اعتراض و انتقاد دست برندارند و با حقوق خود آشنا شوند؛ تا جایی که می‌فرمایند، «جامعه‌ای که ضعیف در آن حق خود را بدون لکنت زبان از قوی نگیرد، مقدس نیست.» یعنی نه تنها اعتراض، انتقاد و بیان اندیشه نباید هزینه‌ای داشته باشد، بلکه مردم دربیان مطالب خود هم نباید دچار لکنت شوند. امیرالمومنین با این حرکت دو لایه سعی داشت که قدرت را در خدمت مردم معرفی کند که باید سبب رشد و پیشرفت و نه تحقیر آنان شود.

8-    برخورد با جیره خواران و رانت خواران: شاید خطر اصلی آتی مملکت این باشد که ثروتهای باد آورده بدلایلی در خدمت سیاستهای بیگانگان قرار گرفنه و بحران سازی‌هایی صورت پذیرد. عافیت طلبی در شرایط حاضر بزرگ‌ترین خسران را بدنبال خواهد داشت. مطمئنا در صورت ادامه فرصت سوزی‌ها، حسرت در کنار هم بودن را موقعی خواهیم خورد که دیر شده است.

9-     توجه به دغدغه های اساسی زنان در حوزه های گوناگون : ضرورت همکاری و همدلی میان زنان و مردان برای دستیابی به اهداف بهبود واقعی شرایط زنان و در نهایت کل جامعه

10-   انعطاف در قبال تغییرات تا حدی که به انحراف مبدل نگردد:  مفهوم تغییر واژه‌ای بظاهر ساده اما متغییری وابسته و پنهان در پس واژه‌های فراوان دیگری است که برای رسیدن به آن می‌بایست از حصارهای بسیاری عبور نمود. باور‌ها اعتقادات و ارزشهای پوشالی و دروغین و سنت‌های ناموزون که معمولا تناسبی هم با ادیان ندارند از موانع اساسی تغییر بوده و دستیابی به آن را مشکل‌تر می‌نماید.

11-   شایسته سالاری و مقابله شدید با ریاکاری : افراد متعهد ازغیر متعهدها چگونه تشخیص داده میشوند و آیا غیر از تظاهر معیاری برای تشخیص وجود دارد.فراوان بودند انسانهایی که بعنوان افراد متعهد شناخته میشدند و بعد از زمانی بیشترین ضربه را بر پیکره جامعه وارد ساختند.تاریخ نیز انسانهای زیادی سراغ دارد که در طول زمان ایمانشان تحلیل رفته وفاسد شده اند.بزرگترین اشتباه تاریخی جامعه ایرانی در دهه های اخیر این بوده که ملاک انتخاب در آن تعهدی بی تضمین بوده است و تشخیص افراد متعهد از غیرمتعهد تقریبا ناممکن میباشد و البته در این میان بدلایلی برخی دیرتر خود را نشان میدهند. میباید معیارهای تشخیص تغییر نماید و ارزیابی ها طوری طرح‌ریزی گردد که شایستگی افراد با مزیتهای آنان در حوزه های گوناگون مد نظر قرار گیرد. کانونهای ارزیابی می بایست صلاحیتهای فردی افراد را در طول زمان زیر نظر داشته باشند.پس از تصدی شغلی توسط یک مدیر افکار عمومی میتوانند کمک فراوانی در تشخیص انحرافات برنامه ای ؛فردی و سازمانی داشته باشند. اگر افکار عمومی بتوانند از طریق رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی سخن خویش را بیان نموده و با این روش بر امورات مدیران نظارت نمایند مطمئنا فساد در حد فوق العاده ای کاهش خواهد یافت. 

12-  پافشاری بر مطالبات اساسی مردم در خصوص آزادی و جمهوری و اسلام: در پاریس وقتی ازامام راحل می‌پرسیدند که «جمهوری» چیست؟ می‌فرمود آنچه در دنیا هست؛ یعنی پایه حکومت رای و رضایت مردم است و حکومت در مقابل آنان مسئول است و هیچ قدرتی نیست که مسئول و پاسخ‌گو نباشد. لوازم این جمهوریت هم آزادی اندیشه و بیان است؛ سپس وقتی سوال می‌کردند که حکومت اسلامی به چه معنی است؟ می‌گفتند در این حکومت که مردم پایه آن هستند، ارزش‌های اسلامی باید پیاده شود و نمونه آن را حکومت حضرت علی (ع) معرفی کردند.

13-   تلاش در جهت وحدت ملی و دلجویی از معترضان منصف و صادق: در اسرع وقت در تمامی طیف ها پالایشی صحیح صورت گرفته و دسته بندی ها به گونه ای اتفاق بیفتد که فاصله ها بحداقل میزان خویش برسد.برخی ها بموقع به اختلاف افکنی ها اعتنا نمی کنند و وقتی متوجه حیلت اغیار میگردند که کار از کار گذشته و آنوقت است که می یابند مشترکاتشان با منفصلین خیلی بیشتر از متظاهرین بوده است.

 

رزومه و چرایی نوشته هایم :

 قلم توتم من است، امانت روح القدس من است، ودیعه مریم پاک من است، صلیب مقدس من است. در وفای او، اسیر قیصر نمی شوم، زر خرید یهود نمی شوم، تسلیم فریسیان نمی شوم. بگذار بر قامت بلند و راستین قلمم به صلیبم کشند، به چهار میخم بکوبند، تا او که استوانه حیاتم بوده است، صلیب مرگم شود، شاهد رسالتم گردد، گواه شهادتم باشد، تا خدا ببیند که به نامجویی بر قلمم بالا نرفته ام، تا خلق بداند که به کامجویی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشسته ام، تا زر بداند و زور بداند و تزویر بداند، که امانت خدا را فرعونیان نمی توانند از من گرفت، ودیعه عشق را قارونیان نمی توانند از من خرید و یادگار رسالت را بلعمیان نمی توانند از من ربود. . (  شریعتی )

گشودن دفتر پربلای عشق هر کسی را نشاید عشق مشعل فروزانی است که تاابد درچشم هستی سوزان خواهدماند واین سوزانی عشق است که ویرانگراست البته برای آنهائیکه درک وفهم معنای عشق را داشته باشند.میدانم که گران است بر دلی تا بخواهد و بتواند از سر در عشق وارد گلزار والای سیر طریقت عاشقان گردد.واما چرا می نویسم و چرا و چگونه قلم بدست گرفته ام و چه می نویسم کلاس انشایم را خواهم نگاشت که چگونه همکلاسی هایم بدلیل انشاهای خوبی که مینوشتم ازم با خواهش و گاهی زور میخواستند انشاهایشان را بنویسم.شاید باور ننمائید اما بدلایلی از 9سالگی در بطن جریانات سیاسی بزرگ شده و سیاسی بار آمدم.از ایثار ها میگویم چون از همان اوان کودکی انقلاب و بعدها جنگ فکرم را به خود مشغول نمود.شبها تاصبح نمی خوابیدم و در مسجد و هسته های مقاومت کشیک میدادم.ذهنم مشغول مبارزه گردید.بدلیل کم بودن سن بارها با ترفندهای فراوان بدون تشکیل پرونده به جبهه های جنگ عزیمت نمودم.تا اینکه مسئولین بسیج راضی بر این گردیدند تا کارت جنگی برایم صادر نمایند و پرونده ای تشکیل دهند آنها هم از بس برای اعزام به جبهه کارت جنگی و شناسنامه جعل نموده بودم خسته شده بودند.در ماووت عراق ترکش و موج انفجار جنگ قلم طغیانگری بر دستم سپرد که خواهان پذیرش مسئولیتش نبودم.چندی نگذشته بود که با تیر خلاص بعثی ها راهی دیار ابدیت بودم.آخرین نفسهایم را می کشیدم.ندایی سوغات استقامت برایم آورد تا بمانم و از ناگفتنی های مبارزه ره توشه های خویش را بر قلم آورم.قلم تصویرگری که بعدها بارها شکستمش تا براه خویش گردم اما همان ندا امانم را برید در دانشگاه که بودم گفتنی ها را بر قلم می آوردم و از اصول واقعی!انقلاب دفاع می نمودم هر کسی برداشتی از دست نوشته هایم داشت روزی متهم به راستم می نمودند و روزگاری چپی قلمدادم میکردند
 هرکسی از ظن خود شد یار من         از درون من نجست اسرار من
کوچکترین باجی به گروههای راست و چپ ندادم و عزم خویش را جزم نمودم تا فریب گروههای ملی و چپ و راست را نخورم.با مقاله های به سیاق اینجانب ناموزون و به اذعان همگان ((آتشین))گروههای فکری مختلف را بر آشفتم و سید دانشگاه لقب یافتم.از جانب نشریات مختلف روزنامه ها و مراکز فرهنگی درخواست همکاری و ارائه مطلب برایم سرازیر گردید اما به جهاتی خط قرمزی بر خویش قائل گردیده و از همکاری امتناع کردم.شدیدا علاقمند گروههای خط امام(ره)بوده و با موضع گیری گروههای خط امام  در سالهای 68تا76در جهت مبارزه با خصوصی سازی موهوم خشنود گردیدم.هر چند ممکن است ادبیات قلم تراوشگرم قابل منتشر شدن نباشداما نیرویی که مولانا را بر آن داشت تا درس و وعظ و سروری قومی را رها نموده و حقیقت را جستجو نماید در من هر لحظه این ندای مولانا جلال الدین بلخی را تداعی می نماید که:
 قافیه اندیشم و دلدار من          گویدم مندیش جز دیدار من
و در این مقال نیز سخنی با همرزمان دارم ((من حقیقت را در میان کشته ها و شهدا دیدم در جائیکه دور و برم پر از کشته فی سبیل الله بود اما حقیقت میان زنده ها را کسی نمی بیند.خدای ناکرده و بگویند قصه شهدای گرانمایه یاد شده رویایی بیش نبود.روزی را بیاد آوریم که بندهای اسارت را پاره کردیم و بال و پر یافتیم پرواز کردیم و بالاخره یکی باید حقیقت را بگوید..از ورزش می نگارم چون در18سالگی به طبع شرایطی خاص مدیر یک باشگاه شده و با وجود سن کم تیم های مختلفی تشکیل داده و بازیکنانی تربیت کردم که اغلب به درجاتی رسیده و حتی ملی پوش شدند.در دانشگاه شیمی خواندم و بولتن های آزاد انجمن اسلامی پر بود از نگاشته های بنده که با نام سید شناخته شده بودم.هنری می نویسم چون از نوجوانی علاقه داشتم فیلم نقد کنم در آن دوران به مخملباف و ملاقلی پور و حاتمی کیا و سلحشور به جهت ارزشی بودن علاقه داشته ودر مطبوعات چند فیلم مخملباف را نقد کردم.از طب میگویم چون سابقه کار در درمان داشته و از نزدیک پژوهش هایی در این زمینه داشته ام.از اولیا می نویسم چون در خانه ای رشد نمودم که مهد برنامه های مذهبی بوده و پدر ومادرم مداح اهل بیت هستند.  

دیدگاهم در خصوص قدرت: قدرت در هر صورت آن فساد انگیز میباشد.چه بسیار متعهدانی که با کوچکترین نزدیکی به قدرت در منجلاب بزرگی گرفتار آمدند که گریز از آن ممکن نبوده است.در دوره های مختلف که سیاسیون از احزاب مختلف بر مسند قدرت جلوس می نمودند پیشنهاداتی فراوان می نمودند که از فرمانداری تا مدیر کلی را دربر می گرفت.در موردی به فرد پیشنهاد دهنده گفتم که در صورت پذیرش سمت مطروح چگونه و با کدامین معیار کار خواهم کرد؟ایشان گفتند طبعا بر اساس معیاری که از بالا دیکته میگردد.به ایشان عارض شدم که همین مطلب است که مرا در پذیرش مسئولیت مردد می نماید.من نمی توانم چون کسانی عمل نمایم که در سیتسمی فعالیت می نمایند که کوچکترین اعتقادی به آن ندارند.بنده در صورتی بر آن مسند جلوس میکنم که آنچنان عمل نمایم که وجدانم دستور میدهد.بنده نمی توانم بخاطر چند روز دنیا پای روی باورهایم بگذارم.افراد بیشماری را می شناختم که ناقلان راویان حدیث و قاریان قرآن و صالحان روزگار بودند و با عرض تاسف با تحصیل مال حتی بصورت مشروع آن (که به جد معتقد که مگر بقدر محدود ناممکن میباشد)از خود بیخود گشتند و بیراهه رفتند.اینجانب استقلال خویش را در هر صورت حفظ نموده و در شرایط متفاوت با عنایات باریتعالی بر خود مسلط گردیده ام.تاکنون مگر برای احقاق حقی و یا مطالبه دینی آنهم در خصوص دیگران،سراغ صاحبان زر و زور نرفته و در هر شرایط از تزویرکاران دوری جسته ام.شاید اگر فردی به اندازه بنده ارتباطات و موقعیتهای یاد شده را داشت به مقامات دنیوی فراوانی دست یافته و صاحب ثروت نجومی میگردید.چنانچه فراوانند کسانی که زمانی به ایشان ترحم می نمودم و اکنون یا کارتر بزرگ اقتصادی اند و یا در عین ناباوری در مقامات بزرگ سیاسی و ... جلوسی مبارک فرموده اند.اتفاقا دیروز فردی بصورت حضوری مراجعه نموده و سوال یاد شده را که عرض کردم مطرح نمود و بنده تحریک می نمود که از ارتباطات خویش بهره جسته و به قدرت و ثروت نزدیکتر گردم.در پاسخ ایشان متذکر شدم که من اگر به قدرت نزدیک شوم نمی توانم در مواقع ضرورت گفتنی های خویش را گفته و حقایقی را بر زبان آورم! و در آن صورت مشمول ذمه سروقامتان سبز جامه ای خواهم بود که عروسی خوبان را در حجله گاه منور پاکان دیدند و هیچ نگفتند.من که در اوقات ضرورت بی پروا در مقاطع گوناگون مطالبی را به روسای جمهور،مجلس و مجمع تشخیص مصلحت،نمایندگان مجلس و... بیان میدارم که بحوداله استقبال زیادی نیز در دنیای مجازی و رسانه ها بعمل میاید در صورت قرابت با اصحاب قدرت و ثروت میباید ساکت بنشینم.البته شخصیت منحصر بفردی دارم ولی مفتخرم که در چند روز مسافرخانه دنیا صداقت و صراحت را بهیچ بهایی نمی فروشم.آموخته ام که در درک حقایق کوتاهی ننموده و عافیت طلبی و محافظه کاری را جایز نشمارم.  

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 6:46  توسط حمیدمظاهری راد  | 

بخورید، زیبا شوید و جوان بمانید!

چـیـزهایــی که می خورید می تواند به زیباتر شدن شما کـمک کند. برنامه زیبایی خود را با صبحانه، ناهار و شام آغاز کنید. این مواد غذایی زیبایی پوست، مو، ناخن دندان و دندان شما را تضمین کرده و باعث میشوند جوانتر به نظر برسید.

جوانتر به نظر بیایید

بـادام خـواص فـوق العـاده ی ضد پیری دارد. نه تنها حاوی مـیــزان زیادی ویتامین E است (می دانید که این ویتامین جـزء ویـتـامین هایی است که معمولاً پشت ظرف کِرِم ها و لوازم آرایشی از آن نام می بـرنـد)، بـلـکـه حـاوی میزان زیـادی اسـیـد چـرب هـم مـی بـاشـد (کـه بـه نــرم کــردن پوست کمک می کند)، همچنین حاوی آنتی اکسیدان سلنیم می باشد. اما حواستان باشد که زیاد از این ماده ی غذایی نخورید. درست است که خواص زیبایی و آرایشی زیادی دارد، اما میزان کالریش هم بالا است و ممکن است باعث چاقی شود.


ناخن هایی محکم داشته باشید

با خوردن پروتئین می توانید به ناخن هایتان استحکام بیشتری داده و آنها را تقویت کنید. پروتئین باعث ساختن کراتین (ماده ی تشکیل دهنده ی ناخن) می شود. سینه ی مرغ بدون پوست و استخوان، گوشت بوقلمون، ماهی تن و حبوبات همه در این منظور به شما کمک می کنند.


موهایی براق داشته باشید

مواد غذایی که حاوی میزان زیادی ویتامین B هستند برای براقتر کردن مو بسیار مفیدند. ویتامین B در تخم مرغ، شیر، سبزیجات، و گوشت مرغ یافت می شود. سیلیکا نیز در براق و سالم نگاه داشتن مو بسیار موثر است. پوست خیار، پیاز، جو خام و جوانه ی لوبیا منابع اصلی این ماده ی معدنی به شمار می روند.


خشکی پوستتان را از بین ببرید

ماهی به شما در این زمینه کمک زیادی می کند. ماهی (به خصوص ماهی های روغن داری مثل ماهی آزاد) حاوی اسید چرب امگا ۳ می باشد که به مرطوب کردن و تقویت پوست کمک می کند.


چین و چروک پوستتان را برطرف کنید

ویتامین C سازنده ی کولاژن به راستی در برطرف کردن و از بین بردن چین و چروک موثر است. کیوی منبعی عالی از این ویتامین به حساب می آید چون تقریباً هر کیوی بیش از ۱۰۰ درصد از این ویتامین را در خود دارد. ویتامین C اثرات بسیار مفیدی روی سلامتی دارد، که یکی از این تاثیرات کمک به ساختن کالوژن است. وقتی بدنتان میزان بیشتری از کالوژن در خود داشته باشد، پوست قابلیت ارتجاعی و کششی بیشتری پیدا کرده و چین و چروک راحت تر از بین می روند. منابع دیگر این ویتامین مرکبات، انبه، شهد عسل و پاپایه است.


آفتاب سوختگیتان را درمان کنید

اگر به خاطر زیاد زیر آفتاب ماندن پوستتان سوخته است، هلو و ذغال اخته بخورید. این میوه های خوشمزه حاوی میزان زیادی ویتامین E می باشند. این ویتامین به برطرف کردن قرمزی و ورم آفتاب سوختگی کمک می کند. همچنین با افزایش قابلیت کشسانی پوست، در از بین بردن چین و چروک نیز موثر است.


دندانهایتان را سفیدتر کنید

همه ی ما می دانیم که سودا، قهوه، چای و غذاهای شیرین باعث تغییر رنگ و لکه دار کردن دندانها می شوند. اما آیا می دانستید که سیب و کرفس به از بین بردن این تغیر رنگ و سفیدتر کردن دندانها کمک می کنند؟


گود رفتگی و سیاهی زیر چشمتان را از بین ببرید

هیچ کس دوست ندارد که زیر چشمهایش گود رفته و سیاه شود. اما اگر به این وضعیت دچار شده اید، از ویتامین C به همراه آهن استفاده کنید. این دو ماده با یکدیگر موثرترین راه برای از بین بردن سیاهی و گودرفتگی زیر چشم هستند. از سینه ی مرغ بدون استخوان و پوست (منبعی عالی از آهن) به همراه فلفل سبز، زرد یا قرمز (منبع ویتامین C) استفاده کنید.


پوستتان را براق تر کنید

برای شاداب، مرطوب و سالم نگاه داشتن پوستتان آب بخورید. ممکن است تابه حال خیلی این را شنیده باشید، اما واقعاً صحت دارد. آب سموم را از بین برده و باعث رطوبت دادن به پوستتان می شود.


از سرطان پوست پیشگیری کنید

گوجه فرنگی در این زمینه بسیار موثر است چون حاوی سه آنتی اکسیدان مهم ضد سرطان است: بتا کاروتین، ویتامین C و لیکوپن. گوجه فرنگی را به هر شکلی میتوانید استفاده کنید: خام، پخته یا حتی به شکل سُس. اگر می خواهید جذب لیکوپن را در بدنتان بالا ببرید، گوجه فرنگی را در مقدار کمی روغن زیتون بپزید .
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 20:25  توسط حمیدمظاهری راد  | 

چرا زنان‌ فرانسوی‌ لاغر می‌مانند؟

جواب‌ خیلی‌ ساده‌ بود: چون‌ فرانسوی‌ها کمتر می‌خورند.

برخلاف‌ تصور عامه‌ در مورد غذاهای‌ لذیذ و خوشگذرانی‌ بیش‌ از حد ملت‌ فرانسه‌، این‌ تحقیق‌ نشان‌ داد که‌ در واقع‌ فرانسوی‌ها اگر چه‌ در طول‌ روز چندین‌ نوبت‌ غذا می‌خورند اما نوع‌ خوردنشان‌ اصولی‌تر و حساب‌ شده‌تر از بسیاری‌ از ملت‌هاست‌. فرنی‌ و پودینگ‌ سیب‌ زمینی‌ و حتی‌ نوشیدنی‌های‌ معروف‌ فرانسوی‌ پای‌ ثابت‌ میز غذا هستند اما با اندازه‌های‌ کوچک‌.

در پاریس‌ هنوز ظرف‌ بزرگ‌ یا لیوان‌ بزرگ‌ نوشابه‌ باب‌ نشده‌ و مردم‌ به‌ ظروف‌ کوچک‌ عادت‌ دارند.

اگر در دل‌ پاریس‌ یک‌ روز ناهارتان‌ را در رستوران‌ نزدیک‌ اداره‌های‌ دولتی‌ بخورید و حین‌ خوردن‌ به‌ میزهای‌ اطراف‌ نگاهی‌ بیندازید، معمولا کارمندانی‌ را می‌بینید که‌ وقت‌ غذا از اداره‌ بیرون‌ آمده‌اند و غذای‌ ساده‌یی‌ را سفارش‌ داده‌اند. همکاران‌ در کنار هم‌ غذا می‌خورند اما در مورد کار صحبت‌ نمی‌کنند؛ برعکس‌، همه‌ حرف‌هایشان‌ در مورد غذاست‌. آنها می‌دانند چه‌ می‌خورند. نخود و لوبیا سبز را با اشتها می‌بلعند و هویج‌ و قارچ‌ پخته‌ را عاشقانه‌ با چنگال‌ نصف‌ کرده‌ و می‌خورند.

اما امریکایی‌ها در مهد مک‌ دونالد، چه‌ می‌کنند؟ مقابل‌ مغازه‌های‌ فست‌ فود می‌ایستند و تند تند در حالی‌ که‌ در مورد آخرین‌ تغییرات‌ اداره‌ غر می‌زنند، کوکا را روی‌ ساندویچ‌ چرب‌ و پر از پنیر می‌بلعند و چند سیب‌ زمینی‌ سرخ‌ کرده‌ را بالا می‌اندازند و با حرص‌ یک‌ چیزبرگر دیگر سفارش‌ می‌دهند.

زنان‌ پاریس‌ که‌ با قهوه‌ غلیظ‌ و سیگار روزگار می‌گذرانند همچنان‌ لاغرترین‌ زنان‌ اروپا محسوب‌ می‌شوند. با وجود اینکه‌ آنها با این‌ لقب‌، در کشور سیب‌ زمینی‌ سرخ‌ شده‌، کنسروهای‌ غذا و انواع‌ پنیرها زندگی‌ می‌کنند، پیش‌بینی‌ می‌شود تا سال‌ ۲۰۲۰ نسل‌ جدید فرانسه‌ دیگرمثل‌ گذشته‌ به‌ اصول‌ غذا خوردن‌ پایبند نباشد.

در حال‌ حاضر بسیاری‌ از مدارس‌ با نوع‌ غذا خوردن‌ و انتخاب‌ غذای‌ نوجوانان‌، مشکل‌ پیدا کرده‌اند. نوجوانان‌ این‌ روزها همان‌ ساندویچ‌های‌ سریع‌ را به‌ ۲۵ دقیقه‌ نشستن‌ در رستوران‌ها ترجیح‌ می‌دهند و آرام‌ آرام‌ از فهرست‌ غذاهای‌ سالم‌ و پر از سبزیجات‌ فاصله‌ می‌گیرند. حوصله‌ نوجوانان‌ پاریسی‌ مثل‌ مادرانشان‌ نیست‌. تصمیم‌ آنها در نوع‌ غذا خوردن‌ آنقدر تغییر کرده‌ که‌ همان‌ محققان‌ اعلام‌ کرده‌اند تا چند سال‌ آینده‌ آمار لاغری‌ از شهر پاریس‌ هم‌ رخت‌ خواهد بست‌.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 7:26  توسط حمیدمظاهری راد  | 

نیمی از مردان تبخال تناسلی دارند

در آمریکا، برزیل و مکزیک نیمی از مردان مبتلا به ویروس پاپیلوم انسانی هستند.
طبق تحقیقی جدید که در مجله لانست منتشر شده است سالانه 6 درصد از مردان به این ویروس آلوده می‌شوند و متاسفانه این ویروس می‌تواند عامل ابتلا به سرطان در زنان و مردان باشد.یکی از مسایلی که سبب شیوع ابتلا به این ویروس شده داشتن چند شریک جنسی است. بررسی‌ها نشان داده مردانی که بیش از 50 شریک جنسی دارند 5/2 برابر سایر مردان به این بیماری دچار می‌شوند. نکته دیگر اینکه احتمال ابتلا در مردانی که شریک جنسی هم‌نوع دارند نیز 6/2 برابر سایر مردانی است که با هم‌نوع خود رابطه برقرار نمی‌کنند.

تحقیقات نشان داده 40 نوع ویروس VPH وجود دارد که از رابطه جنسی منتقل می‌شود ولی اکثر افرادی که به آن آلوده می‌شوند نشانه ابتلا ندارند و به مشکلی برخورد نمی‌کنند. در حال حاضر هیچ نوع آزمایشی برای تشخیص این ویروس وجود ندارد اما مردان 9 تا 26 ساله می‌توانند در مقابل آن خود را واکسینه کنند.

استفاده از کاندوم در هر بار برقراری رابطه جنسی می‌تواند احتمال آلوده شدن به این ویروس را کاهش دهد اما بهترین کار محدود کردن شرکای جنسی است.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 7:19  توسط حمیدمظاهری راد  | 

صبح‌ها بهترین زمان برای آمیزش جنسی زوجین

سلامت‌نیوز:

دکتر محمد حسین اخوان تقوی در گفتگو با خبرنگار سلامت نیوز، در رابطه با بهترین زمان آمیزش زوجین اظهار داشت:« زوجین هر زمانی که هماهنگی داشته باشند می‌توانند رابطه جنسی داشته باشند و نیاز به زمان خاصی نداشته و هر زمانی که هر دو آمادگی داشته باشند بهترین زمان برای برقراری این رابطه بین زوجین است. گفته شده که صبح ها قبل از رفتن به محل کار و آغاز فعالیت روزانه بهترین زمان برای آمیزش جنسی زوجین است چرا که زوجین هم به لحاظ ذهنی و فکری آرامش دارند و هم به دلیل اینکه میانجی‌های شیمیایی که در حین یک رابطه خوب زناشویی اتفاق می‌افتد ایجاد آرامش می‌کند.»

وی افزود:« زمان برقراری رابطه جنسی میان زوجین بستگی کامل به آمادگی روحی و روانی و جسمی طرفین دارد که برای هر زوج متفاوت است و قاعده و زمان مشخصی ندارد اما مکان برقراری رابطه جنسی و اتاق خواب تاثیر بسزایی در ایجاد یک آمیزش خوب دارد.»

این درمانگر اختلالات جنسی افزود:«اتاق خواب دو کاربری دارد؛ یکی ایجاد افزایش آرامش و علاقه و صمیمیت بین زوجین و دیگر اینکه ایجاد یک رابطه جنسی خوب و به دور از استرس و مشخص می‌شود که اتاق خواب انباری، محل کار، یا محل تماشای تلویزیون و یا خواندن روزنامه نیست و اینکه برخی افراد بعد از برگشت از محل کار، در اتاق خواب کارهای اداری خود را انجام می‌دهند و یا در اتاق خواب به تماشای تلویزیون می‌پردازند اشتباه است.»

وی افزود:«حتی اتاق خواب محل رفع و رجوع و حل اختلافات نیست و این کار باید در اتاق دیگری انجام گیرد و اتاق خواب باید همیشه یادآور خاطرات شیرین و دلچسب زندگی باشد و نصب تابلوی اقوام فوت شده که موجب حزن و اندوه می‌شود به هیچ وجه جایز نیست و در اتاق خواب افراد بایستی حتما قفل باشد.»

دکتر اخوان گفت:«برخی زوجین که دارای فرزند هستند از اینکه در اتاق خواب خود را قفل کنند به دلیل کنجکاوی فرزند خود شرم دارند در صورتی که زوجین همانطوری که به فرزند خود آموزش می‌دهند که زمانی که کسی داخل حمام است ابتدا در بزنند،همانطور هم باید به آنها آموزش دهند که بدون گرفتن اجازه و در زدن وارد اتاق والدین خود نشوند.»

مسئول آموزش کلینیک سلامت خانواده دانشگاه شاهد تصریح کرد:« بنابراین زوجین حتما به هنگام برقراری روابط جنسی باید اتاق خواب خود را ایمن کنند تا به دور از هر گونه استرس و تشویش بتوانند رابطه خوبی داشته باشند و می‌توانند از موسیقی ملایم استفاده کنند تا هیچ صدایی به بیرون از اتاق خواب نرسد و اگر اتاق آنها پنجره‌ای دارد حتما آن را پوشیده نگه دارند.»

دکتر اخوان تصریح کرد:« نکاتی که زوجین برای برقراری یک رابطه جنسی خوب باید در نظر داشته باشند این است که از قرار دادن هر گونه وسایل صوتی و تصویری مثل رادیو و تلویزیون و تلفن ثابت یا همراه در اتاق خواب خود خودداری کنند و اتاق خواب خود را از لحاظ رنگ آمیزی و نصب تابلوهای تزئینی آراسته کرده و از رنگ‌هایی برای اتاق خواب خود استفاده کنند که موجب آرامش روحی آنها شده و از هر گونه قهر و کشمکش در اتاق خواب دوری کنند اوقات صمیمیت خود را افزایش دهند.»

وی خاطر نشان کرد:« مطرح کردن مسایل دلچسب و خاطره انگیز و با هم خندیدن، نقش بسزایی در صمیمیت زوجین دارد و برقراری رابطه جنسی نیازی به زمان خاصی نداشته و هر زمانی که هر دو آمادگی داشته باشند بهترین زمان برای برقراری رابطه بین زوجین است و مهم ترین هدف هم از روابط جنسی میان زن و شوهر ایجاد و افزایش همین صمیمیت و ثبات و دوام زندگی مشترک و فراهم کردن کانونی گرم برای تربیت و پرورش فرزندانی صالح برای جامعه است.»

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت 7:9  توسط حمیدمظاهری راد  | 

با 4 غذای چربی‌سوز آشنا شوید

شاید برای شما شنیدن یك واژه رژیم غذایی كاهش وزن معنای خاصی نداشته باشد، چرا كه سختی‌هایی كه این افراد در گرفتن این نوع رژیم‌ها متحمل می‌شوند برایتان غیرقابل تصور است، اما به واقع ماندگاری یك رژیم غذایی ازجمله سخت‌ترین جای موضوع به شمار می‌رود. به همین علت آوردن برخی غذاهای چربی سوز موثر می‌تواند هم در ایجاد تنوع غذایی به افراد كمك كند و هم جای رژیم‌های سرسختانه كاهش وزن را تا حد بسیار زیادی بگیرد.
 
فلفل‌های تند چیلی:
دیگر لازم نیست تنها به دید یك چاشنی تند به فلفل چیلی نگاه كنید، بلكه تحقیقات اخیر نشان داده است، كاپسسین نام تركیبی در داخل این ماده غذایی است كه علاوه بر خاصیت آنتی‌اكسیدانی‌اش تاثیر فوق‌العاده‌ای در كاهش حجم چربی در افراد چاق دارد. این تركیب باعث افزایش سوخت و ساز در بدن می‌شود و در حقیقت احساس داغی در فرد روشن شدن موتور سوخت و ساز بدن است كه این‌گونه خود را به نمایش می‌گذارد.

كلم بروكلی:
این روزها در اكثر سالادها ردپایی ار كلم بروكلی به چشم می‌خورد كه نكته مثبتی در سفره‌های ما ایرانی‌ها محسوب می‌شود. كلم بروكلی بهتر است به شكل خام یا بخار پز مصرف شود. این ماده غذایی علاوه بر این‌كه یك فیبر مناسب و حجیم به شمار می‌رود به عنوان یك سركوبگر قدرتمند اشتها هم محسوب می‌شود كه بهتر است قبل از وعده غذایی ناهار و شام حداقل 150 تا 200 گرم آن با آب لیمو میل شود (به شكل سالاد برای یك فرد متوسط الجثه)‌.

گوشت بوقلمون:
بر خلاف تصورات عامه مردم گوشت بوقلمون به عنوان یكی از سالم‌ترین گوشت‌های حال حاضر در بازار ایران محسوب می‌شود كه گوشتی كاملا فاقد چربی است (در حد بسیار جزئی). فقط مراقب باشید در خرید این نوع پرنده موارد لاغر آن را خریداری كنید و ابتدا پوست آن را به طور كامل بكنید و سپس تنها گوشت آن را به فرم كبابی یا آب پز میل كنید. در هفته تا 2 وعده گوشت بوقلمون به اندازه هر بار 150 تا 250 گرم برای یك فرد متوسط الجثه كافی است تا هم حجم پروتئین مورد نیاز فرد را تامین كند و هم خاصیت كاهنده چربی در بدن ایفا كند.

لبنیات:
از لبنیات كم‌چرب هرگز غافل نشوید. در این بین ماست كم چرب و دوغ بدون گاز البته خانگی از بهترین نمونه‌ها به شمار می‌رود. حداقل در روز یك وعده ماست كم چرب معادل 100 گرم ماست را در وعده غذایی خود مخصوصا شام قرار دهید تا هم خوابی راحت و آسوده داشته باشد و هم از خاصیت چربی‌سوزی لبنیات بهره كافی ببرید.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 7:7  توسط حمیدمظاهری راد  | 

زیبا و آموزنده


Three things in life that are never certain
سه چیز در زندگی پایدار نیستند

Dreams
رویاها

Success
موفقیت ها

Fortune
شانس


Three things in life that, one gone never come back
سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند

Time
زمان

Words
گفتار

Opportunity
موقعیت

گروه
اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Three things in human life are destroyed
سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند

Alcohl
الکل

Pride
غرور

Anger
عصبانیت

گروه اینترنتی پرشین استار |
 www.Persian-Star.org

Three things that humans make
سه چیز انسانها را می سازند

Hard Work
کار سخت

Sincerity
صمیمیت

Commitment
تعهد

گروه اینترنتی پرشین
استار | www.Persian-Star.org

Three things in life that are most valuable
سه چیز در زندگی بسیار ارزشمند هستند

Love
عشق

Self-Confidence
اعتماد به نفس

Friends
دوستان

گروه اینترنتی پرشین استار
| www.Persian-Star.org

Three things in life that may never be lost
سه چیز در زندگی که هرگز نباید از بین بروند

Peace
آرامش

Hope
امید

Honesty
صداقت

گروه اینترنتی پرشین


 استار


 |





 www.Persian-Star.org

And how beautiful these three important things
in life perspective Dr.Ali Shariati stated
و چه زیبا این سه چیز مهم در زندگی از دیدگاه دکتر علی شریعتی بیان شده

Do not rely on three things never
به سه چیز هرگز تکیه نکن

Pride
غرور

Lie
دروغ

Love
عشق

Gallop is human with pride
انسان با غرور می تازد

Be lost with telling lies
با دروغ می بازد

And dies with love
و با عشق می میرد

گروه
اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Happiness in our lives has three primary
خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است

Experience Yesterday
تجربه از دیروز

Use Today
استفاده از امروز

Hope Tomorrow
امید به فردا

Ruin our lives is the three principle
تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است

Regret Yesterday
حسرت دیروز

Waste Today
اتلاف امروز

Fear of Tomorrow
ترس از فردا 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 17:39  توسط حمیدمظاهری راد  |